مرحله دوم کمک رسانی

با توجه به فرا رسیدن فصل سرما، مرحله دوم کمکهای انساندوستانه اهالی شریف و محترم بایرام،در قالب یک دستگاه وانت و یک دستگاه سواری، شامل نان و مایحتاج ضروری فصل زمستان ، اعم از لحاف ، تشک، بالش، حوله و پوشاک زمستانی راهی مناطق زلزله زده ورزقان گردید.

این هدایا با همت صندوق قرض الحسنه باب الحوائج و شورای ورزش و جوانان بایرام ، از اهالی بایرام جمع آوری شده بود. صندوق نامبرده وجوه نقدی اهدا شده  را جهت تهیه 85 تخته لحاف هزینه کرده بود.

با رسیدن به شهر ورزقان، در مقابل فرمانداری، شاهد مراجعه مردمی بودیم که در زلزله 1/5 ریشتری روز گذشته مجددا به منازلشان آسیب وارد آمده بود. در جریان تحقیقات پیرمردی ابراز کرد که در زلزله روز گذشته ، قسمتهای باقیمانده منزلشان تخریب شده و حتی اتومبیلشان در زیر آوار مانده است. به همین دلیل ، راهی روستای دیزج ملک در فاصله 5 کیلومتری ورزقان شدیم، اما خوشبختانه شاهد بودیم که آسیب چندانی به آن روستا وارد نیامده است.  با یک تصمیم گروهی راهی روستای زغن آباد، که در مرحله قبل نیز به آنجا رفته بودیم، شدیم.

حال و هوای شهر در مقایسه با دفعه قبل که به آنجا رفته بودیم بسیار تغییر کرده بود و به نظر میرسید، شرایط به حالت عادی نزدیک شده است. 

در طول مسیر شاهد پیشرفت خوب ساخت و ساز منازل بودیم، اما اکثر افرادی را که میدیدیم، لباس کارگری بر تن داشتند و با سرعت هر چه تمام تر در حال تکمیل منازل خود بودند.

وارد روستای زغن آباد  شدیم.

قبل از هر چیز ، از تعدادی از جوانان که در ورودی روستا بودند ، مشکلات فعلی آنان را جویا شده و با آنها درد دل کردیم. خدا را شکر وضعیت عمومی بهتر بود و آنها  ابراز رضایت میکردند.

چند دقیقه از ورودمان به روستا نگذشته بود که اهالی آنجا خبر رسیدن کمکها را بهم دیگر دادند و جمعیت زیادی در اطراف مان جمع شدند. با برنامه ریزی قبلی و تجربه ای که از قبل داشتیم، از حاضرین تقاضای دفترچه هلال احمر نمودیم و هدایا را با توجه به تعداد همان دفترچه ها بین مردم  تقسیم کردیم.

بعد از پایان اهدای هدایا ،راهی روستای گلعنبر شدیم.

این روستا همان روستائی بود که در مرحله قبل دهیار این روستا، راهنمائی های خوبی را در اختیارمان قرار داده بود. از حاضرین در میدان مرکزی روستا ، سراغ دهیار را گرفتیم و فقط در عرض چند دقیقه ، وی به همراه یکی از اعضای شورای اسلامی در محل حاضر شدند. تصمیم گرفته بودیم باقیمانده اجناس را به ایشان تحویل دهیم، چرا که با توجه به کوتاهی روزها ، زمان چندانی نداشتیم و همین کار را نیز انجام دادیم. با کمک اهالی گلعنبر و تعدادی از کودکان که در محل ساختمان در حال احداث یک مدرسه در حال بازی بودند، کلیه اجناس باقیمانده را در کانکسی که جهت تحصیل کودکان در نظر گرفته شده بود تخلیه کردیم.

در پایان ماموریت ، پیرمردی که متوجه درج تصاویر در وبسایت شده بود، همه بچه های حاضر در آنجا را یک جا جمع کرد ، و از ما خواست که تصویری از آنها تهیه کنیم و  ما هم اطاعت امر کردیم. پیرمرد در لحظه خداحافظی سفارش کرد، در زیر این تصویر بنویس: تمام دلنگرانی ما همین بچه هایمان هستند ، به دست اندر کاران بگوئید بیشتر به فکر اینها باشند.

پیرمرد،! ما نوشتیم ، امیدواریم آنها که باید ببیند، ببینند.

از همه شما مردم بخشنده و مهربان، مخصوصا صندوق قرض الحسنه باب الحوائج بایرام، بویژه آقایان قاسمی و نورانی سپاسگذاریم. از خداوند متعال خواستاریم هدایای شما مردم شریف را مورد قبول خود قرار داده و ذخیره آخرت تان گرداند. و قطعا که اینگونه هست.

/ 7 نظر / 28 بازدید
محمد علی شمس

زیبا بود. دستتون درد نکنه. انشاالله هیچ انسانی هرگز غم نبیند.

سعید رجب زاده

با تشکر از زحمات بی کرانتان[گل][گل][گل]

احسان

یاشاسین بایرام وبایرام جماعتی ان شاءالله کی هش بایراملی دردوغم دوشمسین آمین

دروان

سلام بر همه واقعا دست همه درد نکند بایرام و بایرامی بودن را خوب نشان دادید اجرتان با ابا عبدالله الحسین(ع)

هم كدي

سلام دوستان دست شما درد نكند كه با دردمندان همدردي كرده و توانسته ايد دردي را در راه خدا درمان كرده باشيد كه اجر اين كارها باخداست انشا الله

saban

yasasin tum bayram umetine ,acerbaycani bu gemni gunde yalniz buraxmaduniz ,yasasin

غریبه

باسلام. میبخشید اینا چرا میخندن وای بر ما ...